توضیحات
(نت + اجرای صوتی) ز من نگارم عزیزم خبر ندارد … به حال زارم عزیزم خبر ندارد
خبر ندارم من از دل خود دل من از من حبیبم خبر ندارد
کجا رود دل حبیب من آی که دلبرش نیست کجا پرد مرغ حبیبم که پر ندارد
امان از این عشق عزیز من آخ فغان از این عشق که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی ، همه تباهی … مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر … منالُ دیگــــــر که آه و زاری اثر ندارد …













دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.