توضیحات
شب به گلستان تنها، منتظرت بودم … بادهء ناکامی در، هِجر تو پیمودم (نت شب به گلستان تنها داریوش رفیعی)
منتظرت بودم، منتظرت بودم
آن شب جانفرسا من، بی تو نیاسودم
وَه که شدم پیر از غم، آن شَبو فرسودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه
ناگه چو پری خندهزنان، آمدی از راه
غمها به سر آمد
زنگ غم دوران،
از دل بزدودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
(نت شب به گلستان تنها داریوش رفیعی) اوج:
پیش گلها، شاد و شیدا
میخرامید آن قامتِ موزونت
فتنه دوران، دیده تو
از دل و جان، من شده مفتونت
در آن عشق و جنون، مفتون تو بودم
اکنون از دل من، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.