توضیحات
ای ساربان محسن نامجو
ای ساربان، ای کاروان لیلای من کجا می بری … با بردن لیلای من جان و دل مرا می بری
ای ساربان کجا می روی … لیلای من چرا می بری
در بستن پیمان ما تنها گواه ما شد خدا … تا این جهان، بر پا بود این عشق ما بماند بجا
ای ساربان کجا می روی لیلای من چرا می بری
تمامی دینم، به دنیای فانی شراره عشقی، که شد زندگانی … به یاد یاری، خوشا قطره اشکی به سوز عشقی، خوشا زندگانی
همیشه خدایا، محبت دلها به دلها بماند، بسان دل ما
که لیلی و مجنون فسانه شود … حکایت ما جاودانه شود
تو اکنون زعشقم گریزانی غمم را ز چشمم نمی خوانی … ازاین غم چه حالم نمی دانی
پس از تو نمونم برای خدا … تو مرگ دلم را ببین و برو … چو طوفان سختی ز شاخه غم گل هستی ام را بچین و برو
که هستم من آن تک درختی که در پای طوفان نشسته … همه شاخه های وجودش زخشم طبیعت شکسته







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.