توضیحات
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته (نت نامهربونی الهه)
رسوای شهرم نمی خواهی بدونی که آب از سر گذشته
عشقم نمی میره سامون نمی گیره
رسوای شهرم،نمی خواهی بدونی که آب از سر گذشته
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته
امشب دلِ من از غم گرفته … لبریز درده ماتم گرفته
عشق منو رد می کنی … با من چرا بد می کنی
من با تو قهرم بیا رسوای شهرم، که آب از سر گذشته
نامهربونی، نمی خواهی بدونی، گذشته بر نگشته
(نت نامهربونی الهه)
بعدها مرتضی احمدی این ترانه را با شعری متفاوت با حالت طنز اجرا کرد که آن هم بسیار زیباست و این آهنگ با اشعار متفاوتی از قبیل این اشعار هم خوانده شد: میتوان گفت این نوع خوانندگی بیشتر در مایه بیات تهران است.
نامهربونی نمیدونم میدونی که عشقت ما رو کشته
تیر نگاهت دو تا چشمِ سیاهت مث آهو درشته
ای لا مروت نکن ما رو اذیت که هیچ طاقت ندارم
پیش رقیبون سیه کردی عزیز جون تو روز و روزگارم …







tarnote –
این آهنگ کامل نت شده قسمتهای جالبی آخرش داره بزنین حتما